اولین ویزیت دکتر و خرید اولین لباس جوجه ی ما
سلام سنجدم![]()
می خوام از اولین روزی بگم که دیدمت حتی باورشم سخت بود یه نینی تو دل من وای خدایاااااااااااااااا![]()
روز 19 خرداد اولین روزی بود که رفتم دکتر ساعت 1:10 وقت داشتم با مامانم رفتیم مطب اونروزاهنوزحالم
خیلی بد نبود وای مطب پر از مریض بود نشون به اون نشون که ساعت 3 رفتیم تو اولش رفتم اتاق مامایی
اونجا وزنم و فشارم و گرفتن که به ترتیب 62.5 و12 روی 7 بود که ماما گفت عالیه بعدشم گفت که باید
سونو واژینال بدی خلاصه با مامان رفتیم تو مطب منم رفتم آماده شدم واسه سونو تا خانوم دکتر بیاد بعداز
تقریبا 10 دقیقه اومد کلی سلام واحوال پرسی کرد و با من دست داد بعدشم گفت خوب با خبرای خوب
اومدی ایشالا منم چیزای خوب نشونت بدم
وای این اولین باری بود که میدیدمت یه چیزی شبیه یه قایق کوجولو با یه دایره ی کوچولو وسطش که
اون قلب مهربونت بود عسلم خانوم دکتر گفت این نقطه رو میبینی خاموش روشن میشه اون قلب نینی
نازته خدایااااااااااااااااااا شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت نمی تونم حالم و توصیف کنم تو آسمونا بودم
هیچ چیز و هیچ کس نمی تونست من و بیاره پایین دل تو دلم نبود تا زودی زنگ بزنم به بابا هادی بگم
که مموششو دیدم راستی موش موشی شما اونروز 6 هفته گی بودی![]()
از دکتر برای 19 تیر وقت گرفتم و اومدیم بیرون زودی زنگ زدم به بابا هادی و قرار شد شب بریم تیراژه
اولین لباس نینیمونو بخریم هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
اینم از اولین لباس نینی ما که با اومدنش زندگیمون یه رنگ دیگه شده



اولین ویزیت دکتر و خرید اولین لباس جوجه ی ما
